پخش آثار موزیک

دانلود آلبوم جدید محسن چاوشی امیر بی گزند

تبلیغات

دانلود آلبوم جدید محسن چاوشی امیر بی گزندReviewed by محسن چاوشی on Jun 6Rating: 2.0دانلود آلبوم جدید محسن چاوشی امیر بی گزنددانلود آلبوم جدید امیر بی گزند محسن چاوشی دانلود آلبوم جدید محسن چاوشی به نام امیر بی گزند با لینک مستقیم

دانلود آلبوم جدید محسن چاوشی به نام امیر بی گزند با لینک مستقیم

Download Mohsen Chavoshi New Album Amire Bi Gazand

منتشر شد

دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای محسن چاوشی به نام امیر بی گزند
شعر : مولانا ، سعدی ، علی اکبر یاغی تبار ، پدرام پاریزی و حسین صفا ، آهنگ : محسن چاوشی

تنظیم : محسن چاوشی ، بهروز صفاریان ، کوشان حداد ، فرشاد حسامی ، عادل روحنواز و بابک نقوی

“جهت حمایت از صاحب اثر نسخه اصلی را در بیپ تونز خریداری نمایید.”

 

محسن چاوشی امیر بی گزند

دانلود آلبوم جدید امیر بی گزند محسن چاوشی

دانلود آلبوم کیفیت ۳۲۰ تکی

دانلود آلبوم کیفیت ۳۲۰ یکجا

دانلود آلبوم کیفیت ۱۲۸ تکی

دانلود آلبوم کیفیت ۱۲۸ یکجا

دانلود آلبوم جدید محسن چاوشی امیر بی گزند

متن آهنگ

قصد جفاها نکنی گر بکنی با دل من
وا دل من وا دلم من وا دله من وا دله من
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
واله و شیدا دل من بی سرو بی پا دل من
وقت سحر ها دل من رفته به هرجا دل من
مُرده و زنده دل من گریه و خنده دل من
خواجه و بنده دل من عهدو چو دریا دل من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
جُعر مکن که بشنود شاد شود حسود من
بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را
اح که چشات میشود از تلف وجود من
تلخ مکن امید من ای شکر سپید من
تا نبرم ز دست تو پیرهن کبود منم
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود، بودِ من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

======

عجب سروی عجب ماهی عجب یاقوتو مرجانی
عجب جسمی عجب عقلی عجب عشقی عجب جانی
عجب لطف بهاری تو عجب میره شکاری تو
در آن غمزه چه داری تو به زیر لب چه میخوانی
عجب حلوای غم بی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی
تویی کامل منم ناقص تویی خالص منم مخلص
تویی سورو منم راقص من اسول تو معلیی
عجب حلوای غم بی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی
به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد
چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی
مرول کن دلو جان را دل تنگ پریشان را
گلستان ساز زندان را بر این ارواح زندانی
عجب حلوای غم بی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی
عجب حلوای غم بی تو امیر بی گزندی تو
عجب ماه بلندی تو که گردون را بگردانی

=====

قصد جفاها نکنی گر بکنی با دل من
وا دل من وا دلم من وا دله من وا دله من
قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من
وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من
واله و شیدا دل من بی سرو بی پا دل من
وقت سحر ها دل من رفته به هرجا دل من
مُرده و زنده دل من گریه و خنده دل من
خواجه و بنده دل من عهدو چو دریا دل من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
جُعر مکن که بشنود شاد شود حسود من
بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را
اح که چشات میشود از تلف وجود من
تلخ مکن امید من ای شکر سپید من
تا نبرم ز دست تو پیرهن کبود منم
دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی
باغ و بهار من تویی بهر تو بود، بودِ من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من
بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

بی خودو مجنون دل من خانه ی پر خون دل من
ساکن و گردون دل من فوق ثریا دل من
سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو
آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من

==========

چه کردی با خودت چاووش خونه خاک بی زائر
چه کردی با خودت بغض خیابونای بی عابر
مؤذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
چه کردی با خودت آوازِ خونه شهر بی شاعر
چه دردی میکشه عاشق فقط پاییز میدونه
خراسون از چه میناله فقط چنگیز میدونه
عذاب هرزه رویی رو گل جالیز میدونه
مؤذن زاده داره رو مزارت نوحه میخونه
منو بعد تو بادای پریشون خون بغل کردن
گل طوفان شدم موج منو اوج غزل کردن
وجودم عاش و لاشِ انفجار های دما دم شد
پس از تو روی من بمبای خثی هم عمل کردند

نگا کن من همون کوهم که روزی پر پرم کردی
دل آتش زبونم کو چرا خاکسترم کردی
نگا کن این همون کوهه که آخر پر پرش کردی
چرا خاکسترش کردی چرا خاکسترش کردی
گمونم واژه ها مغز منو میدون مین کردن
نگو تو جمجمم افراد استالیم کمین کردن
حلالم کن تو ای پای جنون سربه دار من
که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من
حلالم کن تو ای پای جنون سربه دار من
که دیدار تو ممکن نیست حتی بر مزار من

=========

این کیست این این کیست این
این یوسفِ ثانیست این
امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر
از قحط رستیم ای پدر امسال ارزانیست این
از تو پریشان توام موقوف فرمان توام
اسحاق قربان توام این عید قربان نیست این
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
من کیسه ها میدوختم در حرص زر میسوختم
ترک گدا رویی کنم چون گنج دیدم در کمین
بسم الله ای روح البقا
بسم الله ای شیرین لقا
بسم الله ای شمس الضحی
بسم الله ای عین الیقین
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من

هفت آسمان را بر درم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
بی پاوس پر کردی مرا بی خواب و خور کردی مرا
سر مست و خندانم در آ ای یوسف کنعان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
از چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هستِ تو پنهان شده در هستیِ پنهان من
یک لحظه داغم میکشی یک دم به باغم میکشی
پیش چراغم میکشی تا وا شود چشمان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من
کیست کیست جان من این کیست کیست جان من

===============

دلت تهرون چشات شیراز لبت ساوه هوات بندر
بمم هر شب تنم تبریز سرم سازی چشام غمسر
دلم دلتنگ تنگستان رو دوشم درد خوزستان
غرورم ایل قشقایی تو رگ هام خون کردستان
تو خونم جنگ تحمیلی تو خونت ملک اجدادی
خرابم مثل خرمشهر ولی تو خرم آبادی
تموم کودکیامو بهم دنیا بدهکاره
تو با لالا خوابت برد منم با موج خمپاره
دیگه خستم از این شهر و از این دنیای وا مونده
میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده
دلم بعد از تو با هر چی که ترکش داشت جنگیده
دیگه بعد از تو به هرکی که درکش کرد هه خندیده

رو دستم داغ سوسنگرد تو قلبم عشق خونین شهر
خیالم رکس آبادان مسیرم باز تو این شهر
موهات قشراق دستامه برام بنبست هر کوچه
مثل تالار آیینه به هر سمتی برم پوچه
دیگه خستم از این شهر و از این دنیای وا مونده
میخوام برگردم اونجایی که انگشتام جا مونده
دلم بعد از تو با هر چی که ترکش داشت جنگیده
دیگه بعد از تو به هرکی که درکش کرد هه خندیده

===================

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
در آ در آ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین ببین که چه بی طاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آورده ای به تهفه مرا
بنِه بنِه بنشین تا دمی بر آسایی
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
در آ در آ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین ببین که چه بی طاقتم ز شیدایی
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
بگو بگو که چرا دیر دیر می آیی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرغت تو
زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
بگو بگو که چرا دیر دیر می آیی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرغت تو
زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی
در آ در آ که به جان آمدم ز تنهایی
عجب عجب که برون آمدی به پرسش من
ببین ببین که چه بی طاقتم ز شیدایی
بده بده که چه آورده ای به تهفه مرا
بنِه بنِه بنشین تا دمی بر آسایی
مجو مجو پس از این زنهار راه جفا
مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی
برو برو که چکش میروی به شیوه گری
بیا بیا که چه خوش میچنی به رعنایی
مجو مجو پس از این زنهار راه جفا
مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی
برو برو که چکش میروی به شیوه گری
بیا بیا که چه خوش بیا بیا که چه خوش میچنی به رعنایی
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
نفس نفس زمان زمان
مرو مرو چه سبب زود زود می بروی
بگو بگو که چرا دیر دیر می آیی
نفس نفس زده ام ناله ها ز فرغت تو
زمان زمان شده ام بی رخ تو سودایی

=================

این جنگل جوب خورده تو نعره های خفیفش شیرِ لگد خورده داره
دریاست دریای تابوت رو شونه های نحیفش مرغابی مُرده داره
طفلک همش لَنگ نونه این سفره هرچی که داشتی برداشته و بزم کرده
قصدش نگی نصف جونه این مشق دستاشو عمری نذر ابوالفضل کرده
این صورت استخونی از فقر سیلی که میخورد دردو فراموش میکرد
البته یادم نمیره وقتی جوون بود با فوت خورشیدو خاموش میکرد
روحی که رو موج اف ام میشست کنج اتاقو سرگرم بخت خودش بود
لبخند میزد به آفت، سیبی که نعشش همیشه زیر درخت خودش بود
ای کرکره رو اسکناسا راوه ی ناشناسا پیکان دلتنگ بابا
پره تلنبر مانده از شهر و از یار مانده قربانی جنگ بابا
کی جامه ی بی ادامه چشم انتظار یه نامه از کی واست جاده بابا
ای سرفه های پر از دود ویرونه ی شاه مقصود از سکه افتاده بابا

میگفت جایی که بودم عمر عزیزم هدر شد توی صف سینما
میگفت امروز دیگه نقش مهمی ندارم توی تئاتر شما
میگفت ده سال هر روز راه دوا خونه هارو ترک موتور گریه کرده
از اون سر چاله میدون تا این سر توپ خونه با توپ پر گریه کرده
میگفت ما مرغ شامیم حالا یه بزم عروسی یا مجلس سوگواری
میگفت فرقی نداریم فرق ما دوتا شبیه اسب کالسکت و گاری
میرفت و میگفت پشت لبخند سه در چهارم قسط عقب مونده دارم
میگفت از من گذشته میرفت و میگفت امشب مهمون ناخونده دارم
ای کرکره رو اسکناسا راوه ی ناشناسا پیکان دلتنگ بابا
پره تلنبر مانده از شهر و از یار مانده قربانی جنگ بابا
ای آخرین شاهنامه افسانه ی بی ادامه
بی سنگ و کباده بابا تنهایی پرده خونا
تهمونده ی پهلوونا از اسب افتاده بابا

======================

 

 

بدون نظر 0 views ۱۷ خرداد ۱۳۹۵

محسن چاوشی

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید: Ahangdoni_ir@